pulverizer معنی فارسی ساينده صلايه کننده اسياب واژههای دیگر با معنی «ساينده» abrasive ساينده، آلت خراش، ماده ساينده erosive ساينده، اکال، فاسدکننده abradant ساينده، حک کننده، پاک کننده psocid ساينده بال pounder کوبنده، ساينده، الت کوبيدن triturator اسياب کننده، ساينده . rasper سوهان زن، ساينده .