دیکشنری فارسی

pushy

UKpuʃiː US'pu:ʃı

معنی فارسی

بازور تحميل کنننده .

معنی کامل و مثال‌ها

/poosh´ē/adj.

● مبرم، سمج، مصر، پررو، سرتق، تحمیل‌گر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by aggressive ambition and energy and initiative “an aggressive young executive” “a pushful insurance agent”

واژه‌های دیگر با معنی «بازور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن