pustular
معنی فارسی
کورکي بثوري کورک دار
معنی کامل و مثالها
/pus´tyōō lǝr/adj.
● وابسته به یا همانند کورک، کورکی، کورکدار
● پوشیده از کورک، پر از دمل (pustulous هم میگویند)
کورکي بثوري کورک دار
/pus´tyōō lǝr/adj.
● وابسته به یا همانند کورک، کورکی، کورکدار
● پوشیده از کورک، پر از دمل (pustulous هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن