pustulous معنی فارسی کورک دار کورکي بثوري واژههای دیگر با معنی «کورک دار» pimpled جوش دار، کورک دار burled گره دار، کورک دار. pustular کورکي، بثوري، کورک دار pustule جوش چرک دار، کورک، بثورات چرکي پوست papula برامدگي خارش دار، دانه، جوش papule برامدگي خارش دار، دانه، جوش blain کورک، دمل، زخم اماس دار