put by
معنی فارسی
منصرف شدن قطع کردن کنار گذاردن اندوختن.
مترادفها
1. Lay by, lay aside.
2. Thrust aside, turn off.
منصرف شدن قطع کردن کنار گذاردن اندوختن.
1. Lay by, lay aside.
2. Thrust aside, turn off.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن