دیکشنری فارسی

quadrangle

UKkwɔdræŋgl

معنی فارسی

چهار گوشه چهار گوش چهار ديواري مربع.

معنی کامل و مثال‌ها

/kwä´draŋ´gǝl/n.

(هندسه) چهار گوشه، چهار بر، چهار ضلعی

(به ویژه حیاط یا محوطه‌ی دانشگاهی) صحن، محوطه‌ای که چهار طرف آن ساختمان است

ساختمان‌های دور حیاط چهارگوش

تعریف انگلیسی

noun
  1. a four-sided polygon
  2. a rectangular area surrounded on all sides by buildings

واژه‌های دیگر با معنی «چهار گوشه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن