quaestor معنی فارسی خزانه دار معنی کامل و مثالها /kwes´tǝr/n.● (روم باستان) رییس مالیه واژههای دیگر با معنی «خزانه دار» great chamberlain خزانه دار کل magazine gun تفنگ خزانه دار vesturer (در کليسا) رخت دار، خزانه دار exchequer خزانه، خزانه دار، ماليه questor افسر رئيس دادگاه، خزانه دار.