دیکشنری فارسی

quarantining

UKkwɔrəntiːniŋ US'kwɔ:rən'ti:nıŋ

معنی فارسی

قرنطينه ،

جلوگيري ازرفت وامدکشتي يامسافري که مظنون به

الودگي باشد

واژه‌های دیگر با معنی «قرنطينه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن