quartered
UKkwɔːtəd
معنی فارسی
چارک چهاريک ربع ربع ساعت سه ماه نصف شقه يک ران قسط سه ماهه
معنی کامل و مثالها
/kwôer´ǝrd/adj.
● چارک شده، چهار یک شده، بخش شده به چهار قسمت
● (به ویژه سرباز) مسکن داده شده، ساکن (در)
● (الوار) چهار تخته شده