دیکشنری فارسی

quartered

UKkwɔːtəd

معنی فارسی

چارک چهاريک ربع ربع ساعت سه ماه نصف شقه يک ران قسط سه ماهه

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôer´ǝrd/adj.

● چارک شده، چهار یک شده، بخش شده به چهار قسمت

● (به ویژه سرباز) مسکن داده شده، ساکن (در)

● (الوار) چهار تخته شده

واژه‌های دیگر با معنی «چارک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن