quicky معنی فارسی چيزيکه بسرعت انجامشود. واژههای دیگر با معنی «چيزيکه بسرعت انجامشود.» quickie چيزيکه بسرعت انجامشود.، فيلم سينمايي که ارزان و باشتاب تهيه شده، مشروب الکلي که تند نوشيده شود