quicky
معنی فارسی
چيزيکه بسرعت انجامشود.
تعریف انگلیسی
noun
- hurried repair
چيزيکه بسرعت انجامشود.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن