دیکشنری فارسی

quiddle

معنی فارسی

بيهوده وقت گذرانيدن

مترادف‌ها

I. verb neuter
Dawdle, waste time in trifles, be busy about trifles.
II. noun
(also quiddler)
Trifler, dawdler.

واژه‌های دیگر با معنی «بيهوده وقت گذرانيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن