quivery معنی فارسی لرزنده لرزان 7 متزلزل سست ضعيف شکسته بي ثبات واژههای دیگر با معنی «لرزنده» aquiver لرزنده، لرزان، متزلزل shakier لرزنده، لرزان 7 متزلزل، سست shakiest لرزنده، لرزان 7 متزلزل، سست shaky لرزنده، لرزان، متزلزل tremulous لرزنده، تحريردار، لرزش دار aspen لرزنده، مانند برگ سپيدار populus tremula لرزنده، مانند برگ سپيدار wobbler لرزنده، لنگ، تلوتلو خور. shivery لرزنده، لرزان vibrator coil کويل لرزنده