دیکشنری فارسی

shakier

UKʃeikiər US'ʃeıkıə

معنی فارسی

لرزنده لرزان 7 متزلزل سست ضعيف شکسته بي ثبات

واژه‌های دیگر با معنی «لرزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن