rabbets معنی فارسی کنش کاو داراي کنش کاوکردن باکنش کاوبهم پيوستن جفت کردن واژههای دیگر با معنی «کنش کاو» rabbet کنش کاو، داراي کنش کاوکردن، باکنش کاوبهم پيوستن fillister plough کنش کاو، شيار fillister رنده اي که با ان کنش کاودرست کنند، کنش کاو