دیکشنری فارسی

rabid

UKræbid US'ræbıd

معنی فارسی

هار ديوانه تند خودسر سرسخت وابسته به هاري

معنی کامل و مثال‌ها

/rab´id; rā´bid/adj.

دچار بیماری هاری، هار

a rabid dog

سگ هار

پر خشم و خشونت، دیوانه‌وار، پر تب و تاب، مفرط، افراطی، تندرو، تند و تیز

he was rabid in his hatred of his rival

دیوانه‌وار از حریف خود متنفر بود.

a rabid football fan

کسی که دیوانه‌ی فوتبال است

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or infected by rabies “Pertains to noun: rabies”
  2. marked by excessive enthusiasm for and intense devotion to a cause or idea “rabid isolationist”

مترادف‌ها

adjective
1. Furious, raging, mad.
2. Rampant, intolerant, excessively enthusiastic.

واژه‌های دیگر با معنی «هار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن