radio active معنی فارسی راديواکتيو داراي تشعشع اتمي واژههای دیگر با معنی «راديواکتيو» half life نيمه عمر تشعشعي مواد راديواکتيو، نيمه عمر radiological operations عملياتي که در آن از مواد راديواکتيو، استفاده مي شود، عمليات راديولوژيک salted weapon جنگ افزار اتمي که قدرت راديواکتيو آن، تشديد شده باشد actiniferous داراي اکتينيوم يا ماده ء راديواکتيو. half residence time نيمه عمر پايداري عناصر ريزش اتمي يا، راديواکتيو delayed neutrons نوترونهاي تابش شده از يک هسته برانگيخته، در يک پروسه راديواکتيو radiacmeter تشعشع سنج، وسيله کشف و تشخيص راديواکتيو، و اندازه گيري آن hot spot نقاط خطرناک يا خيلي خطرناک در منطقه، آلوده به مواد راديواکتيو اتمي radiac کشف راديواکتيويته، کشف اشعه راديواکتيو و اندازه گيري آن carnotite (فيزيک - شيمي) کارنوتيت، ماده ي کاني زرد رنگ و تابشگر يا راديواکتيو