دیکشنری فارسی

radioisotope

معنی فارسی

راديو ايزوتوپ

معنی کامل و مثال‌ها

/rā ´dē ō ī´sǝ tōp´/n.

● ایزوتوپ پرتوزا، رادیو ایزوتوپ، پرتو همجای

تعریف انگلیسی

noun
  1. a radioactive isotope of an element; produced either naturally or artificially

واژه‌های دیگر با معنی «راديو ايزوتوپ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن