دیکشنری فارسی

radiometer

UKreidiɔmitər

معنی فارسی

التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده

ميتوان استفاده مکانيکي نمود

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´dē äm´ǝ tǝr/n.

● پرتو سنج، تابش سنج، رادیومتر

تعریف انگلیسی

noun
  1. meter to detect and measure radiant energy (electromagnetic or acoustic)

واژه‌های دیگر با معنی «التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن