radiometric معنی فارسی التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده ميتوان استفاده مکانيکي نمود واژههای دیگر با معنی «التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده» radiometer التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود radiometry التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود