دیکشنری فارسی

raggedy

US'rægədı

معنی فارسی

ژنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/rag´i dē/adj.

ژنده، مندرس، پاره پوره، نخ نما، (جامه) رنگ و رورفته، (کاشانی) وشگوا

واژه‌های دیگر با معنی «ژنده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن