tats معنی فارسی ژنده پاره کهنه واژههای دیگر با معنی «ژنده» tattered ژنده، مندرس، پاره پوره tatty ژنده، پاره پوره، مندرس tatters ژنده، پاره، کهنه raggedy ژنده . shabby genteel ژنده پوش، نجيب نما، فقيرواقا منش tatterdemalion ژنده پوش، کهنه پوش، لات duddie ژنده پوش، کهنه پوش. duddy ژنده پوش، کهنه پوش. clothed in rags ژنده پوش caddis جامه ژنده، لباس مندرس، نوعي نخ پشمي