دیکشنری فارسی

raiding

UKreidiŋ US'reıdıŋ

معنی فارسی

تاخت وتاز تاخت حمله تهاجم غارت تاخت کردن حمله کردن حمله کردن بر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characterized by plundering or pillaging or marauding “bands of marauding Indians” “predatory warfare” “a raiding party”

واژه‌های دیگر با معنی «تاخت وتاز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن