دیکشنری فارسی

raiment

UKreimənt

معنی فارسی

جامه پوشاک

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´ment/n.

(قدیمی) جامه، لباس، رخت

مترادف‌ها

noun
Clothes, clothing, dress, attire, apparel, vesture, vestments, garments, habiliment, habit, garb, costume, array.

واژه‌های دیگر با معنی «جامه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن