دیکشنری فارسی

rain

UKrein USreın

معنی فارسی

باران بارندگي

معنی کامل و مثال‌ها

/rān/n., vt., vi.

● باران

a heavy rain

باران سنگین

a rainstorm

توفان باران، رگبار

if rain doesn't fall in the mountains ...

اگر باران به کوهستان نبارد ...

the rain turned into snow

باران به برف تبدیل شد.

it looks like rain

گویا می‌خواهد باران بیاید.

● بارندگی، بارش

the rains of Gillan

بارندگی‌های گیلان

seasonal rains

بارش‌های موسمی

● هوای بارانی

● (جمع - با the) فصل باران

the rains come in autumn

پاییز فصل بارندگی است.

● سقوط تند و پیاپی، (مجازی) رگبار

the volcano cast a rain of ashes on the city

آتشفشان بارانی از خاکستر را بر شهر ریخت.

warships maintained a steady rain of fire on the city

کشتی‌های جنگی به گلوله باران مداوم شهر پرداختند.

a rain of kisses

بارانی از بوسه

● (با: it) باریدن، باران آمدن

it rained all day

تمام روز باران آمد.

it is still raining

هنوز دارد باران می آید.

an hour ago it stopped raining and then it started again

یک ساعت پیش باران ایستاد و سپس دوباره شروع شد.

● (مجازی) ریختن، فرود آمدن

bullets rained about him

بارانی از گلوله در اطرافش فرود آمد.

two strong men rained punches on him

دو مرد قوی او را مشت باران کردند.

they rained curses on him

او را فحش باران کردند.

● ارزانی داشتن، (به‌مقدار زیاد) دادن

to rain praises on someone

کسی را غرق تحسین کردن

* come rain or (come) shine

چه باران بیاید چه آفتابی باشد، هر طور که شده

* it never rains but it pours

بدبختی هرگز تنها نمی‌آید، بدبیاری یکی دوتا نیست

* rain cats and dogs

(عامیانه) سخت باریدن، تند باران آمدن

* rain down (something)

فرو ریختن، سرازیر شدن

tears rained down her cheeks

اشک از گونه‌های او سرازیر شد.

* rain (something) out (or off)

به خاطر باران تعطیل کردن یا شدن

the game was rained off

باران مسابقه را تعطیل کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. water falling in drops from vapor condensed in the atmosphere
  2. drops of fresh water that fall as precipitation from clouds
  3. anything happening rapidly or in quick successive “a rain of bullets” “a pelting of insults”
  4. precipitate as rain “If it rains much more, we can expect some flooding” “It is ----ing” “Something ----s something” “It was raining all day long”

واژه‌های دیگر با معنی «باران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن