rain-water معنی فارسی آب باران واژههای دیگر با معنی «آب باران» storm water overflow سرريز آب باران weather moulding سنگي که آب باران را ردميکند، آبريز adjustable leaping weir سر ريز آب باران با تيغه متحرک kerb inlet روزنه يا منفذي که در زير جدول جهت عبور، آب باران تعبيه ميشود waterier آبي، آبدار، اشکبار wateriest آبي، آبدار، اشکبار watery آبي، آبدار، اشکبار splash-proof enclosure حفاظت در برابر قطرات آب، حفاظت در برابر باران، حفاظت در مقابل ريزش قطرات آب rainmaker باران ساز، وسيله متبلور کننده بخار آب