دیکشنری فارسی

rancor

UKræŋkɔːr US'ræŋkə

معنی فارسی

کينه بغض دشمني عداوت

معنی کامل و مثال‌ها

/raŋ´kǝr/n.

● کینه، دشمنی دیرینه، بغض، بدخواهی، کینه توزی (انگلیس: rancour)

political rancors

عداوت‌های سیاسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a feeling of deep and bitter anger and ill-will

مترادف‌ها

noun
Malignity, malice, malevolence, spite, venom, gall, grudge, ill will, hate, hatred, enmity, animosity, vindictiveness, bitterness.

واژه‌های دیگر با معنی «کينه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن