دیکشنری فارسی

randy

UKrændiː US'rændı

معنی فارسی

بلند زبان ، داد و بيداد کن ، سرکش ، وحشي ، شهواني

معنی کامل و مثال‌ها

/ran´dē/adj., n., pl.

● (اسکاتلند)

● خشن، بی ادب، عامی

● حشری، شهوتی، برانگیخته (از نظر جنسی)

● (زن) سلیطه، پتیاره

تعریف انگلیسی

adjective
  1. feeling great sexual desire “feeling horny”

واژه‌های دیگر با معنی «بلند زبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن