دیکشنری فارسی

rase

USreız

معنی فارسی

پاک ويران کردن بکلي خراب کردن بردن محوکردن کمي زخم کردن ستردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rāz/vt.

(انگلیس) رجوع شود به: raze

مترادف‌ها

verb active
1. Erase, efface, cancel, expunge, obliterate, rub out, blot out.
2. Level, overthrow, destroy, demolish, subvert, ruin, prostrate. See raze.

واژه‌های دیگر با معنی «پاک ويران کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن