دیکشنری فارسی

raze

USreız

معنی فارسی

پاک ويران کردن بکلي خراب کردن بردن محوکردن کمي زخم کردن ستردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rāz/vt.

● (دراصل) زخم سطحی زدن، خراشاندن

● (نادر) زدودن، (بامالش) پاک کردن، ساییدن

● با خاک یکسان کردن، کاملا خراب کردن، منهدم کردن (انگلیس: rase)

تعریف انگلیسی

verb
  1. tear down so as to make flat with the ground “The building was levelled” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

I. noun
Root (as of ginger). See race.
II. verb active
1. Overthrow, demolish, subvert, destroy, ruin, level.
2. Erase, efface, obliterate, rase.
3. Extirpate, destroy.
4. Graze, rase.

واژه‌های دیگر با معنی «پاک ويران کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن