دیکشنری فارسی

rataplan

معنی فارسی

صداي طبل ربوربور خروش

معنی کامل و مثال‌ها

/rat´ǝ plan´/n., vi., vt.

● صدای طبل زدن، دام دام

● (مثل طبل) دام دام کردن، صدای طبل ایجاد کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the sound made by beating a drum

واژه‌های دیگر با معنی «صداي طبل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن