ratted معنی فارسی موش گرفتن ، موش کشتن دسته خودراترک کردن ، خيانت بدسته اعتصاب کردن واژههای دیگر با معنی «موش گرفتن» rat موش گرفتن، موش کشتن دسته خودراترک کردن، خيانت بدسته اعتصاب کردن