دیکشنری فارسی

razor

UKreizər US'reızə

معنی فارسی

تيغ استره

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´zǝr/n.

● تیغ (ریش‌تراشی)

electric razor

ریش‌تراش برقی

safety razor

تیغ خودتراش

straight razor

تیغ سلمانی، تیغ دلاکی

● ریش‌تراش

تعریف انگلیسی

verb
  1. edge tool used in shaving
  2. shave with a razor “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تيغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن