دیکشنری فارسی

readily

UKriːdəliː US'redəlı

معنی فارسی

باميل از روي ميل زود به اساني بسهولت

معنی کامل و مثال‌ها

/red´ǝ lē/adv.

با میل، به دلخواه

بی‌درنگ، بلافاصله، فورا

he agreed readily

بی‌درنگ موافقت کرد.

به آسانی

information can be acquired readily in a library

در کتابخانه به آسانی می‌توان اطلاعات به دست آورد.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. without much difficulty “these snakes can be identified readily”
  2. in a punctual manner “he did his homework promptly” “Derived from adjective: prompt (for: promptly)”

مترادف‌ها

adverb
1. Quickly, promptly, easily.
2. Willingly, cheerfully.

واژه‌های دیگر با معنی «باميل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن