دیکشنری فارسی

ready money

معنی فارسی

پول نقد ، پولي که في المجلس داده شود

تعریف انگلیسی

noun
  1. money in the form of cash that is readily available “his wife was always a good source of ready cash” “he paid cold cash for the TV set”

واژه‌های دیگر با معنی «پول نقد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن