ready money معنی فارسی پول نقد ، پولي که في المجلس داده شود واژههای دیگر با معنی «پول نقد» cash پول نقد، نقدونقدينه، وصول کردن cash with order پول نقد همراه سفارش، پرداخت به موقع cashless انجام شدني بدون پول نقد، غيرپولي perfect liquid نقدينه کامل، پول نقد spot cash پرداخت نقدي، پول نقد CWO مخفف:، سفارش کالا همراه پول نقد، ناوبان يار realization account حساب تسويه، حساب تبديل دارائي هاي شرکت، به پول نقد liquidity trap تله نقدينگي، تله نقدينگي کينز حالت خاصي است که تقاضا، براي پول (نقدينگي) کاملا باکشش ميشود و irredeemable paper money پول کاغذي که دارنده ان نتواندهرگاه، بخواهدانرا نقد سازد ducat سکه زرکه بيشتردراروپارايج بوده است، پول، نقد