دیکشنری فارسی

reagent

UKriːeidʒənt

معنی فارسی

معرف

معنی کامل و مثال‌ها

/rē ā´jǝnt/n.

● (شیمی) شناساگر، معرف، شناسگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a chemical agent for use in chemical reactions

مترادف‌ها

noun
(Chemistry) Test.

واژه‌های دیگر با معنی «معرف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن