realign
USrıə'laın
معنی فارسی
رديف کردن به صف کردن آراستن تغيير دادن تعديل کردن متحد شدن مجددا متحد شدن
معنی کامل و مثالها
/rē ´ǝ līn´/vt., vi.
● (دوباره) ردیف کردن، به صف کردن، آراستن، (چرخهای اتومبیل) بالانس کردن
● (به ویژه اتحاد یا قراردادهای میان کشورها یا احزاب را) تغییر دادن، تعدیل کردن
● (به شکل تازهای) متحد شدن، مجددا متحد شدن