recessing
UKrisesiŋ
معنی فارسی
تعطيل موقتي تنفس نفس کشيدن بادخور گوشه کنار جاي گوشه
تعطيل موقتي تنفس نفس کشيدن بادخور گوشه کنار جاي گوشه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن