recipe
UKresəpiː
US'resəpı
معنی فارسی
نسخه دستوا العمل دستورخوراک پزي
معنی کامل و مثالها
/res´ǝ pē´/n.
● (پزشکی) نسخه (نشان آن: prescription) ( R هم میگویند)
● دستور (یا راهنمای) خوراکپزی، طرز تهیه، خوراکپز نامه، پختنامه، ساختنامه، دستورالعمل پخت غذا
● دستور عمل، روش کار، نحوهی اجرا، اسلوب عملکرد، کنش نامه، رهنما، رهنمود
our plan is a recipe for success
نقشهی ما رهنمای موفقیت است.
تعریف انگلیسی
noun
- directions for making something
مترادفها
noun
Receipt, prescription, formulary.