دیکشنری فارسی

recipe

UKresəpiː US'resəpı

معنی فارسی

نسخه دستوا العمل دستورخوراک پزي

معنی کامل و مثال‌ها

/res´ǝ pē´/n.

● (پزشکی) نسخه (نشان آن: prescription) ( R هم می‌گویند)

● دستور (یا راهنمای) خوراکپزی، طرز تهیه، خوراکپز نامه، پخت‌نامه، ساخت‌نامه، دستورالعمل پخت غذا

● دستور عمل، روش کار، نحوه‌ی اجرا، اسلوب عملکرد، کنش نامه، رهنما، رهنمود

our plan is a recipe for success

نقشه‌ی ما رهنمای موفقیت است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. directions for making something

مترادف‌ها

noun
Receipt, prescription, formulary.

واژه‌های دیگر با معنی «نسخه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن