rectilineal
معنی فارسی
داراي خط هاي راست ، راست خط ، محدود بخطوط راست
مترادفها
adjective
(also right lined)
Right lined, Straight, straightlined.
داراي خط هاي راست ، راست خط ، محدود بخطوط راست
adjective
(also right lined)
Right lined, Straight, straightlined.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن