rectilinear
UKrektiliniər
معنی فارسی
داراي خط هاي راست ، راست خط ، محدودبخطوط راست
معنی کامل و مثالها
/rek´tǝ lin´ē ǝr/adj.
● راست رو، مستقیمالخط، دارای مسیر راست
● تشکیل دهندهی یک خط مستقیم، راست خط ساز
● دارای خطوط مستقیم، راست خط دار، راست خطی
● (نورشناسی) عدسی راستساز (rectilineal هم میگویند)