دیکشنری فارسی

rector

UKrektər US'rektə

معنی فارسی

کشيش بخش ،

رئيس دانشکده يا دانشگاه يا اموزشگاه ،

رئيس بنگاه مذهبي

معنی کامل و مثال‌ها

/rek´tǝr/n.

● (در اصل) حاکم، حکمران، سرکرده

● کشیش اپیسکوپال، (کلیسای اپیسکوپال) کشیش کلیسای محلی

● (کلیسای انگلیکان) کشیش

● (کلیسای کاتولیک ) کشیش دانشگاه یا مدرسه

● (کلیسای کاتولیک) سرکشیش

● (در برخی دانشگاه‌ها و مدارس) رییس

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person authorized to conduct religious worship “clergymen are usually called ministers in Protestant churches”

مترادف‌ها

noun
Pastor, clergyman.

واژه‌های دیگر با معنی «کشيش بخش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن