rector
UKrektər
US'rektə
معنی فارسی
کشيش بخش ،
رئيس دانشکده يا دانشگاه يا اموزشگاه ،
رئيس بنگاه مذهبي
معنی کامل و مثالها
/rek´tǝr/n.
● (در اصل) حاکم، حکمران، سرکرده
● کشیش اپیسکوپال، (کلیسای اپیسکوپال) کشیش کلیسای محلی
● (کلیسای انگلیکان) کشیش
● (کلیسای کاتولیک ) کشیش دانشگاه یا مدرسه
● (کلیسای کاتولیک) سرکشیش
● (در برخی دانشگاهها و مدارس) رییس
مترادفها
noun
Pastor, clergyman.