recurring curve معنی فارسی دايره واژههای دیگر با معنی «دايره» circle دايره، محيط دايره، هاله rondelle دايره، جسم مدور، سنگهاي قيمتي مدور زينتي. gyrate دايره اي، حلقه اي، گردنده disklike دايره شکل، قرص مانند، صفحه مانند. hemicycle نيم دايره، نيمه هلال cycloid شبه دايره diffusion circle دايره پخش pitch circle دايره گام semi-circle نيم دايره semicircle نيم دايره