redargue معنی فارسی رد کردن واژههای دیگر با معنی «رد کردن» overrule رد کردن، ملغي کردن، کنار گذاشتن repudiate رد کردن، انکار کردن، قبول نکردن refuse رد کردن، نپذيرفتن، قبول نکردن impugn رد کردن، اعتراض کردن، تکذيب کردن rebut رد کردن، تکذيب کردن، برگرداندن refutably رد کردن، تکذيب کردن refute رد کردن، تکذيب کردن backtrack رد گم کردن، عدول کردن. barai رد کردن (کاراته) forswear (با سوگند) رد کردن، (با سوگند) انکار کردن، انکار کردن