دیکشنری فارسی

redeemed

UKridiːmd USrı'di:md

معنی فارسی

بار خريدن از گرو دراوردن از رهن دراوردن رهايي دادن نجات دادن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. saved from the bondage of sin

واژه‌های دیگر با معنی «بار خريدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن