redeems
UKridiːmz
USrə'di:mz
معنی فارسی
بار خريدن از گرو دراوردن از رهن دراوردن رهايي دادن نجات دادن
بار خريدن از گرو دراوردن از رهن دراوردن رهايي دادن نجات دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن