reductional معنی فارسی اختصار تبديل کاهش تقليل احيا احاله . واژههای دیگر با معنی «اختصار» abstraction اختصار، تجريد، انتزاع abstractedness اختصار، تفرقه حواس، تجرد abbreviation اختصار، مخفف، مختصر correption اختصار، کوتاه کردن aux در DOS اختصار پورت يا درگاه کمکي است، که پورت ارتباطات را در DOS به عنوان، پيش فرض استفاده مي کند shortening کوتاه سازي، اختصار، کره terseness ايجاز، اختصار، خالي بودن از شاخ و برگ abridgement كوتاهي، اختصار، خلاصه abridgment کوتاهي، اختصار، خلاصه brevity کوتاهي، اختصار، ايجاز