reflux
UKriːflʌks
معنی فارسی
بر گشت جزر جريان قهقرائي
معنی کامل و مثالها
/rē´fluks´/n.
● فروکشند
● واشاریدگی (مانند پس زدن خوراک از معده به مری)، پسریز، برگشت
تعریف انگلیسی
noun
- an abnormal backward flow of body fluids
- the outward flow of the tide
مترادفها
noun
Ebb. See refluence.