دیکشنری فارسی

reflux

UKriːflʌks

معنی فارسی

بر گشت جزر جريان قهقرائي

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´fluks´/n.

فروکشند

واشاریدگی (مانند پس زدن خوراک از معده به مری)، پس‌ریز، برگشت

تعریف انگلیسی

noun
  1. an abnormal backward flow of body fluids
  2. the outward flow of the tide

مترادف‌ها

noun
Ebb. See refluence.

واژه‌های دیگر با معنی «بر گشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن