reformatory
UKrifɔːmətriː
USrı'fɔ:mə'tɔ:rı
معنی فارسی
اصلاحي متضمن اصلاحات
معنی کامل و مثالها
/ri fôr´mǝ tôr´ē/adj., n., pl.
● دارالتادیب، کانون اصلاح و تربیت، نیکسازگاه
● (زنانه) ندامتگاه
● ندامتی، تادیبی
مترادفها
adjective
See reformative