دیکشنری فارسی

reformatory

UKrifɔːmətriː USrı'fɔ:mə'tɔ:rı

معنی فارسی

اصلاحي متضمن اصلاحات

معنی کامل و مثال‌ها

/ri fôr´mǝ tôr´ē/adj., n., pl.

دارالتادیب، کانون اصلاح و تربیت، نیکسازگاه

(زنانه) ندامتگاه

ندامتی، تادیبی

مترادف‌ها

adjective
See reformative

واژه‌های دیگر با معنی «اصلاحي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن