revisory
معنی فارسی
اصلاحي اصلاح آميز تجديدي تجديد کننده
معنی کامل و مثالها
/ri vī´zǝ rē/adj.
● وابسته به بازبینی (تجدید نظر)، بازبینگر
a revisory committee
کمیتهی بازبینگر (تجدید نظر کننده)
اصلاحي اصلاح آميز تجديدي تجديد کننده
/ri vī´zǝ rē/adj.
● وابسته به بازبینی (تجدید نظر)، بازبینگر
a revisory committee
کمیتهی بازبینگر (تجدید نظر کننده)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن