دیکشنری فارسی

revisory

معنی فارسی

اصلاحي اصلاح آميز تجديدي تجديد کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ri vī´zǝ rē/adj.

وابسته به بازبینی (تجدید نظر)، بازبین‌گر

a revisory committee

کمیته‌ی بازبین‌گر (تجدید نظر کننده)

واژه‌های دیگر با معنی «اصلاحي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن