دیکشنری فارسی

reformist

UKrifɔːmist USrı'fɔ:mıst

معنی فارسی

پيشواي جنبش هواخواه طرفدار نهضت اصلاح جو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a disputant who advocates reform
  2. favoring or promoting reform (often by government action)

واژه‌های دیگر با معنی «پيشواي جنبش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن